چی باید می گفتم؟ چی میشه در جواب چنین مردی گفت؟ مردی که روبروت می شینه و میگه:« ... »

فقط دیدم که دستهام از حسرت نوازش زلف هات آتش گرفت و سوخت... ذوب شد و قطره قطره فرو ریخت... 

درد چیست؟ پیش رنج ِ تو، درد ِ من چیست؟ آخ! 

دردت به جانم نازنین...

 

*

حکایت سوختن و روییدن دوباره ی دست های من به هوس زلف های تو، حکایت سیمرغ است؛ نازنین! 

/ 0 نظر / 29 بازدید