شوق است در جدایی و جور است در نظر

خیال می کردم که عاشق می شوم و می نویسم، یکسره و بی وقفه؛

می گویم و می گویم و می گویم.

چه می دانستم تو می آیی و همه ام را درمی نوردی؛ - با تو و بی تو - سهل است نفس کشیدن از یادم رفته چه رسد به نوشتن...

 

 

/ 2 نظر / 26 بازدید
علی

بسیار زیبا

shayan

سلام من شايان هستم هموني كه شما رو خيط كرد ميخواستم از شما بپرسم چطوري بايد وبلاگمو پر كنم ؟