خواستم بنویسم که: وامتازو الیوم ایها المجرمون...،

که چشمم به این افتاد: « اعتماد کن بر دوستی کسی که تو را جز معصوم دوست ندارد، اگر تو را عصمت دادمی و از تو همه پاکی بودی، جلال وحدانیت را شریک بودی، و من خداوند بی شریکم و بی انباز، و بی نظیر و بی نیاز. هر که را رقم دوستی کشیدم، هر آینه کار وی بسازم...

 

*

یادم به دستهایت افتاد. 

/ 0 نظر / 18 بازدید